| برای عاشق ترین همسر دنیا |
|
آرم وبلاگ
![]()
اسمم پریه. دارم وارد 19 سالگی می شم . اسم همسرم امیره . فعلا 1000 کیلومتر از هم دور هستیم و فقط با تلفن و چت ارتباط برقرار می کنیم . این جا هر چی می نویسم ( چه نظم چه نثر ) همشو تقدیم می کنم به عشقم .
پیوندها
بنفشه عزیز
خیلی دور خیلی نزدیک عاشقانه های من و شهرام خانواده عجیب من یک سبد عطر گل یاس زندگی شیرین من تراشه های ذهن من راز گل سرخ امیدم ریحانه ( دخمر ناز زهرا ) لینک بالا سری میوه بهشت (خانومی) اسکیس زندگی (فاطمه جون) اورميا هك جستجوگر
طراح قالب
|
سلام علیکم خواهران و براداران محترم
به نظر شما چرا واقعا باید این جوری بشه ؟؟؟؟ این جانب قرار بود که ۱۰ اسفند برم تهران ولی همچنان داره تند تند تاریخ حرکت می ره عقب و عقب تر در ضمن ۴ اسفند وارد دوازدهمین ماه ازدواجم شدم و شمارش معکوس برای سالگرد شروع شده سلام خیلی وقته از این جا غافل شدم . دوهفته که کلا تلفن قطع بود البته ما که بالای کوه نرفتیم
منم کنار امیرم و هر دو از بقیه حسابی دور شدیم و خلوت کردیم
تو این یه هفته تمام کلاسهامو به اتفاق امیر رفتم و حضورش برام خیلی لذت بخش بود . در ضمن دو بار هم رفتیم حرم آقا که برای همگی دعا کردم ( البته اگه دعام قبول باشه ) . قاچاقی با موبایل گرفتم
عکس های عاشورا تاسوعا رو هم می ذارم .
در آخر خودم و امیر در جواب این بنده خدایی هم که این کامنت رو گذاشته : _________. باید بگم که جمله های اولت بیشتر مناسب دوستی های بی قیده ( دوست دختر و پسرا ) ، آقا جون من ازدواج کردم ، تعهد دادم اگه اوضاع خراب بشه و عشق کمرنگ بشه نه من و نه همسرم زیر تعهدمون نمی زنیم و اوضاع رو درست می کنیم . اگه برق بره . برنمی گردیم . دستای همو می گیرم و آروم تر جلو می ریم . شما حتما خودت بدجوری شکست خوردی و به بد کسی تکیه کرده بودی ولی من از طرفم مطمئنم ! در مورد درس خوندن هم بگم که من عقده ندارم که بخوام درس خوندنمو به رخ کسی بکشم ولی ازش لذت می برم و دوس دارم در موردش بنویسم . حالا شما که خیلی درس خونی به جای وقت گذروندن تو وبلاگ من و کامنت گذاشتن برو درستو بخون .! انگاری مد شده یه عده بیکار می یان بدون اسم و آدرس کامنت های چرت و پرت می ذارن تا عکس العمل طرف رو ببینن و حال کنن . ولی اصلا مهم نیست . من که کامنت های محبت آمیز دوستای خوب خودمو می بینم برام کافی و عالیه. امتحانا شروع شده . باز پروژه .... باز استرس و بی خوابی . در نهایت چند دقیقه انیمیشن و یه نمره قابل قبول و بلیط قطار و امیر و عشق.......................... 10 اسفند آخرین امتحانمه . یازدهم هم که تهرانم . راستی کسی هست که مایای 8 رو نصب کرده باشه و کسی رو بشناسه که اون مایا 8 رو نصب کرده باشه ؟ یکی به من کمک کنه .... تازه می خوام از پست های بعد یه کم تخصصی تر اطلاعات جالب و لذت بخش از انیمیشن بدم . نظرتون چیه؟ برای تو : عزیزم روز شماری می کنم که باز بین بازوهای مهربونت خستگی همه دوری ها رو رفع کنم .
سلام
شرمنده . بازم سلام دیروز صبح رسیدم مشهد ، مستقیم رفتم دانشگاه ، کلاس فیلمبرداری داشتم ، نیم ساعت دیر رسیدم و یه ساعت زودتر اومدم بیرون که به کلاس بعدیم برسم دانشجو می گه : استاد می شه اینو برام توضیح بدین دانشجو می گه : استاد می شه روش ساخت این صندلی حصیری رو بگین آخرش این می شه که نصف بچه ها هنوز رو سیستم هاشون مکس نصب نکردن و اصلا با محیط مکس آشنا نیستن ، چهار شنبه باید امتحان پایان ترم بدن ... خدا روح همه مون رو قرین رحمت کنه پروژه هم هفته بعدش باید تحویل بدیم ، استاد فرمودن یه خونه با تمام امکانات باید مدل سازی کنیم که تا سوراخای سر شعله اجاق گازش دیده بشه من جز گروه اول هستم ، چهارشنبه امتحان پایان ترم دارم دو بیت شعر از وبلاگ معشوق بی فای عزیز خوندم که خیلی ازش خوشم اومد . توبه کردم که دگر بوسه نگیرم ز لبت که دگربار از این گونه خطاها نکنم بوسه ای داد و چو برداشت لب از روی لبم توبه کردم که دگر توبه بی جا نکنم خواستم شعرو یادداشت کنم . کاغذ جلوی دستم نبود ، پشت جزوه اخلاق اسلامی نوشتم ، حالا استاد اخلاق محترم اینو ببینه کلی حال می کنه و موضوع بحث دستش می یاد . تو پست های بعدی درباره سفر یه هفته ایم می نویسم و عکس می ذارم . امشب بد جوری درد و دلم قلمبه شده بود ... برای تو : عزیزم ازت دور شدم ، وقتی کنارت نیستم نفس کشیدن سخت می شه ، زندگی کردن معنی نداره ، بازم انتظار شروع شد ، یک ماه انتظار ، در عوضش یک هفته با تو بودن . خیلی بی تابتم . سلام دوباره برگشتم دیروز عجب روزی بود. جاتون خالی . این ترم اخلاق اسلامی گرفتم . با یه استاد کاملا ضد اخلاق. استاد محترم کافیه از هر چیزی حرف به میون بیاد تا بحث رو بکشه به اخلاق جنسی و ازدواج و و جالب تر از همه این که بالا خره هر جور شده باید تو حرفاش بگه که مردها باید باید بیشتر از یه زن بگیرن یه ماه از شروع ترم گذشته ، این دومین جلسه اس که سر کلاسش می رم ، فقط هم یه غیبت دارم . آی حال می ده . الکی الکی حاضری خوردم جلسه های قبلش ... فردا ساعت 9 و نیم شب بلیط قطار دارم تا هفته دیگه که برگردم آپ نمی کنم ، فقط نمی دونم این همه خواننده که پشت در وبلاگم سر کشیدن چی کار کنم ؟ ببخشید دیگه یه ذره تحمل کنید . برای تو نگاه می کنم نمی بینم چشم مرا هوای تو پر کرده گوش می کنم نمی شنوم گوش مرا صدای تو پر کرده ای چشم من بدون تو نابینام ای گوش من بدون تو ناشنوام با من بمان همیشه بمان با من با من بمان همیشه بمان با من کاش همیشه کنارت بودم . می دونم یه هفته پیش تو، مثل یه ثانیه کوتاهه . خیلی عاشقتم...
تو اولین پست ترجیح می دم بیشتر به معرفی کردن خودم و همسرم بپردازم . من پری هستم تازه چند روز دیگه وارد 19 سالگی می شم ، دانشجوی ترم 4 انیمیشن . همسرم امیر 23 سالشه . چهارم دی وارد دهمین ماه ازدواجمون شدیم . 4 فروردین 1385 تو حرم آقا امام رضا به لطف خدا و مرحمت آقا به عقد هم در اومدیم و تا همین حالا هم همیشه مورد لطف خداوند و امام رضا بودیم . بزرگترین مشکل زندگی من و امیر اینه که از هم دوریم . من مشهد زندگی می کنم . امیر تهران
کسی که همیشه عاشقم بوده و من همیشه عاشقش بودم اولین باره داره نوشته های منو می خونه . همیشه دوست داشتم برات بنویسم . عزیزم می دونم مثل همیشه منو جدی می گیری . به من و کارای من حتی بیشتر از کارای خودت اهمیت دادی و می دی . همیشه برای احساسم وقت گذاشتی . هیچ وقت دل منو نشکستی . می دونم که چه قدر دوستم داری . همیشه تا آخرین نفس پا به پای تو زندگی می کنم و از تمام لحظات مشترکمون لذت می برم . تمام دلخوشیم تو این روزا اینه که چهارشنبه سوار قطار می شم و می رم تهران . از اون جایی که دانشجو هستم زیاد نمی تونم بمونم ، ولی بازم خداروشکر . فعلا دارم غریبی می کنم . از پست بعدی بیشتر می نویسم . |
منوي اصلی
امكانات
خانگي سازی وبلاگ اضافه به علاقه منديها بارگذاری مجدد صفحه ذخيره كردن صفحه پرينت صفحه آرشیو ماهانه
آمار
» تعداد بازدیدها:
» مرورگر: امکانات اضافي
|
All Rights Reserved by pari-amir.Blogfa.com - © 2006